سلام
حال همه ما خوب است...
ملالي نيست ،
جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور
كه مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند.
با اين همه عمري اگر باقي بود ،
طوري از كنار زندگي مي گذرم
كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد
و نه اين دل ناماندگار بي درمان....
دوباره می نویسم
حال همة ما خوب است...
اما تو باور مكن. *
خسرو شكيبايي درگذشت. بازيگر تواناي سينماي ايران با نقشهاي تاريخ سازش. هامون و كيميا و سالاد فصل و اتوبوس شب و... كه كم نيستند. خسرو شكيبايي درگذشت. انگار كه بخشي از خاطره هاي كودكي و نوجواني و جواني ما. انگار كه نوستالژياي رابطه ها و عقايد و ديدگاهامان. انگار كه عشقمان به نامه ها و خانه سبز و پري. انگار كه غمگيني آن نگاه پاك و آن صداي جادويي. آن صدايي كه مي گفت علي كجاست؟ تو باغچه...چي مي چينه؟ آلوچه... آلوچة باغ بالا... خسرو شكيبايي درگذشت. انگار كه نقشهاي خوبي كه مي توانستيم داشته باشيم و نخواهيم داشت. انگار كه سينمايي كه مي توانستيم داشته باشيم و نخواهيم داشت. بی حمید هامون. وقتي مي ميرند انگار آشنايي رفته است. انگار كه خويشاوندي يا دوستي. مثل پناهي ها و مقدم ها و اسماعيل خاني ها. مثل شادي. مثل لبخندي كوچك اما عميق ، لبخندي تلخ اما آرامش بخش ، خسرو شكيبايي درگذشت و آشفتگیهای هامون پایان گرفت ...
* قسمتي از شعر بلند نامه هايي براي ريرا از سيد علي صالحي با صداي خسرو شكيبايي
براي ديدن بيوگرافي ، مجموعه آثار و جوايز بر روي ادامه مطلب كليك كنيد.
ادامه مطلب

