تبليغاتX
پیام لاریان
این روزهای ما...

این روزها شاهد برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ایران هستیم و تمامی کاندیداها ( شاید به ناچار ) در باب پرداخت و توجه به هنر و جامعه آن، وعده ها و برنامه هایی ارائه می دهند. ( که البته پیشتر هم بود و عموما هم زود فراموش می شود )لازم دیدم مطلبی در این باره بنویسم که در روزنامه امتیاز چاپ شد.

هنر نوعی از پراتیک اجتماعی محسوب می شود که کالا به جامعه ارائه می کند و به نوعی بر مناسبات اقتصادی تاثیرگذار است. بابک احمدی پژوهشگر ساختارشناس در باب رابطه هنر و سیاست می گوید : « ساده‌ترین و سرراست‌ترین رابطه‌ای که می‌توان متصور شد، تأثیر سیاست بر محصول هنری به عنوان کالایی اقتصادی در کنار دیگر محصولات بازار است. » لذا با این دیدگاه تحولات سیاسی و ارضی نخستین تاثیرات خود را بر هنر عرضه می کند و مناقشات آن ، اولین باری که بر گرده محدوده های فنی و علمی می گذارد، به شانه هنر سنگینی می کند. لاجرم شاید جمله کافکا درباره حکومت و هنر درست از آب درآید. کافکا در پاسخ نظری از گوستاو یانوش می گوید: « حکومت حکومت است. چه زور باشد و چه زر و چه اهل خرد. باید قبول کرد که به ناچار حیاتی ترین هدفش حفظ بقاست. حاکمیت شعور هم مشمول همین قاعده است. چون هدف هنر تغییر بنیادین جهان است و به همین علت هنرمند موجود خطرناکی برای حکومت قلمداد می شود »

انتخابات در ایران چه با وعده های پوپولیستی خود و چه با تفکر سانتی مانتالیستی کاندیداها فرصت مناسبیست که هنرمند بیان دردهای خود را در آن منتشر کند. در حال حاضر نیز اهالی نمایش سخت درگیر فرصتهای مطالباتی خود از انتخابات هستند و نامزدها نیز منجی وارانه تمامی این مطالبات را پاسخی و وعده ئی می دهند. احمد شاملو می گوید: « منجی جهان کسی است که ضرورت هنر را درک کند. ضرورت هنر را برای محقق کردن رسالت هنر » و درک این ضرورتها و مشکلات آنها نخستین تعارض هنرمند با رئیس دولت کشورش است. بی شک معضلات و مشکلات تئاتر در ایران بر هیچ کس پوشیده نیست. اما چهارچوب بندی این مشکلات – با آنکه سخت می نماید – اصلیست که چه هنرمندان نامدیر و چه مدیران بی هنر در پی آنند. ریشه های مشترک این مشکلات شاید کلان بودن مجموعه آن است. ریشه هایی مشترک از اقتصاد بی برنامه و کمبودهای عمیق ساختاری که معمولا با تخصیص بودجه های دولتی به قولی کاسه آن از آش خالیست. با این همه بخش دیگری از انتقاد اهالی تئاتر به ایدئولوژیهایی بر می گردد که با منطق های قبلی جوابی نگرفته اند و نوعا سرکوب شده اند. هنرمند آزاد است از منظر خود به جامعه نگاه کند و انسان را آنگونه که می خواهد به تصویر کشد. همین دیدگاه در نگرش او به سیاست نیز وجود دارد. او حتی قاعده های حکمت های تئوتراتیک را - که اصول در آن محکم تر و تغییر ناپذیرتر از حکومت های دیگر است - به چالش می کشد و از دل آن برداشتی متناسب با روح خود که انسانیست مستقل، به جامعه ارائه می کند. این زیرساخت دوم مشکلات هنرمندان تئاتر، پس از روساخت کمبودهای مالی و مکانی ، بدون شک مهمترین دغدغه آنها در مورد تغییر و تحولات آینده در سیاست داخلی ایران است.

هنرمند اولین نمای پروپاگاندا برای انتخابات است و افسوس که همیشه پیاده نظام واقع می شود. در همین حوالی ، چهار کاندیدای محترم توجهاتی کمابیش متفاوت با هم در مورد تئاتر ارائه کرده اند. ظاهر قضیه در آن است که برگ برنده به سوی کاندیدای سبز است که با توجه به هنرمند بودن ایشان و همسرش، این مقبولیت را یافته که یارانی چون اهالی تئاتر داشته باشد. سیاست های دولت در چهار سال گذشته بی هیچ جبهه گیری سیاسی نخستین ضررهای خود را به پیکره تئاتر زده است. با این همه تلاشهای رئیس مرکز هنرهای نمایشی باعث شد که بخشی از این تخریب سیستماتیک به عمل نرسد. اجراهای اساتیدی چون بیضایی، سمندریان و رفیعی کمبودهای آماری را در تهران جبران می کند. اما به واقع وضعیت تئاتر شهرستان نیز به این گونه است. مهجور ماندن اساتید شهرها از سالنهای نمایش، عدم رقابت در بین گروهها و از همه مهمتر فقر شدید مالی و ساختمانی در این تئاتر، آخرین تیر به پیکره نحیف تئاتر شهرستان بود. تعطیل شدن جسته گریخته جشنواره های استانی نیز، مزید بر علت، باعث شد که تئاتر شهرستان در دولت نهم رمقی برای برخواستن نداشته باشد.

و اما دولت دهم. شاید امتیازی که دولت دهم – هر که باشد –به هنر خواهد داد، کماکان بیشتر از ظرفیت های دوول گذشته نباشد اما بی گمان این فرصت معارضاتی برای هنرمندان و به خصوص اهالی تئاتر خواهد بود که کمربند خود را کمی سفت تر کنند و به قولی از گل در آیند. رفع معایب مشکلات روساختی تئاتر از جمله ایجاد سالنها و رسمی کردن عوامل به عنوان عضوی از اداره کار و پرداختن به بیمه آنها و نیز اختصاص بودجه ویژه به آثار شهرستانی و تبادل و کارگاه فرهنگی میان ملتها، شکل ظاهری قضیه است و در بطن، رها کردن هنرمند از پیله های ناخواسته و خودسانسوری های ناگزیر و ایدئولوژی های مناسبتی و اجباری و وصولی، بزرگترین و عمیق ترین آرزو و خواسته هر هنرمندی به خصوص هنرمند نمایشی از دولت مطلوب خویش است. دولتی که ضرورت هنر را به خاطر هنر درک کند و یادش نرود قدرت طلبی که فارغ از اجتماع خود و دردشان ،چنگ می نوازد و شعر می گوید و نقاشی می کشد، بی واسطه هنر را به ریشخند گرفته است.

پیام لاریان - تهران

+ نوشته شده توسط پیام لاریان در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 14:51 |


Powered By
BLOGFA.COM



سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد